شما دوست من هستید و به شما

افتخار میكنم

تقدیم به داداش علی گل گلاب تو اتحاد persian
 
یكی بود یكی نبود...
 یك بچه كوچیك بداخلاقی بود.
 پدرش به او یك كیسه پر از میخ و یك چكش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی،
یك میخ به دیوار روبرو بكوب. 
 
روز اول پسرك

 مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو
بكوبد. در روزها و هفته های بعد كه پسرك توانست خلق و خوی خود را كنترل كند و كمتر عصبانی شود،تعداد میخهایی كه به دیوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصبانی شدن خودش را كنترل كند تا آنكه میخها را در دیوارسخت بكوبد
 
بالأخره به این ترتیب روزی رسید كه پسرك دیگر عادت عصبانی شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری كرد. پدر به او پیشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزی كه عصبانی نشود، یكی از میخهایی را كه در طول مدت گذشته به دیوار كوبیده بوده است را از دیوار بیرون بكشد 
 
روزها گذشت تا بالأخره یك روز پسر جوان به پدرش
روكرد گفت همه میخها را از دیوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف دیواری كه میخها بر روی آن كوبیده شده و سپس درآورده بود، برد
 
پدر رو به پسركرد و گفت: « دستت درد نكند، كار
خوبی انجام دادی ولی به سوراخهایی كه در دیوار به وجود آورده ای نگاه كن !! این دیوار دیگر هیچوقت دیوارقبلی نخواهد بود ...پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می گوئی مانند میخی است كه بر دیوار دل طرف مقابل می كوبی. تو می توانی چاقوئی را به شخصی بزنی و آن را درآوری مهم نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقوكماكان بر بدن شخص روبرو خواهدماند. یك زخم فیزكی به همان بدی یك زخم شفاهی است
 
 
دوست ها

 واقعاً جواهر های كمیابی هستند ،آنها می توانند تو را بخندانند وتو را تشویق به دستیابی به موفقیت نمایند. آنها گوش جان به تو می سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها همیشه مایل هستندقلبشان را به روی ما بگشایند» 
 

به دوستانتان نشان دهید چقدر برای

 آنها ارزش قائل هستید. 




شما دوست من هستید و به شما افتخار میكنم


لطفاً اگر من در گذشته در دیوار شما حفره ای ایجاد كرده ام

مراببخشید